السيد حامد النقوي
468
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و آله و سلم نقل نموده ليكن به مجرد نقل چيزى كى شخصى بمرتبهء بابيت دار حكمت يا مدينهء علم مىرسد زيرا كه در ما سبق بتصريحات اكابر محققين دانستى كه باب دار حكمت و باب مدينهء علم همان كس مىتواند شد كه محيط بحكمت و علم جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم باشد و تحقق اين مرتبهء عظمى براى جميع اصحاب از جملهء محالات واضحه و ممتنعات لائحه است سوم آنكه آنچه اصحاب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از آن جناب نقل كردهاند و اهل سنت آن را در جوامع و مسانيد خود جا دادهاند تماما هرگز قابل اطلاق علم نيست زيرا كه بسيارى از ان چنانست كه آيات فرقان حميد و قرآن مجيد و احاديث اهلبيت عليهم السّلام صراحة مكذب آنست و چيزى كه منافى تعليم ثقلين باشد هرگز آن را علم نبوى نتوان گفت پس كسانى كه آن را آورده باشند چگونه ابواب علم مىتوانند شد بلكه اين چنين اشخاص را يقينا اركان جهل و اعضاد ضلال تام بايد كرد چهارم آنكه در زمرهء اصحاب بلا شبهه و ارتياب كسانى بودند كه كذب و زور ايشان بشهادت خود اصحاب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ثابت و مبرهن شده مثل ابو هريره و ديگر امثال و اضراب او و در نهايت ظهورست كه ارتكاب بهت و كذاب خيلى منافات با بابيت مدينهء علم دارد و هر كه مرتكب كذب و افترا بر جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گردد بلا ريب از ساحت علم و ايمان دور مىشود فضلا عن البابيّة لمدينة العلم پس چگونه فرض مىتوان كرد كه جمله اصحاب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه در ايشان چنين كذابين عظيم الارتكاب هم مىباشند ابواب مدينهء علم بودند هل هذا الا الجلع المفرط فى حب الاصحاب و اللَّه العاصم عن فتح ابواب التبار و التباب پنجم آنكه كل اصحاب كما صرح به العجيلى فى ذخيرة المآل سؤال مسائل از جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىنمودند و راه استفاده و استرشاد از آن جناب مىپيمودند و احوال رجوع حضرات خلفاى ثلاثه بآنجناب بالخصوص در نهايت شهرت و تواتر مىباشد پس چگونه نزد عاقل راست خواهد آمد كه اين حضرات با اين حالت ابواب مدينهء علم بودند زيرا كه باب مدينهء علم بودن را كم از كم لازم آنست كه به سبب بابيت مدينهء علم مستغنى از اغيار بوده باشد و احتياج رجوع به ديگرى او را عارض نشود نه آنكه وقت نزول نوازل و حدوث حوادث بر باب ديگران دست سؤال دراز كند و بناى بابيت خود به اين سؤال مذلت اشتمال بر كند و هذا من الوضوح و الظهور به مكان لا يخفى على اولى الابصار و الأعيان و اللَّه العاصم عن التقول بالباطل المهان ششم آنكه بسيارى از اصحاب جناب رسالت مآب